مقررات مربوط به شغل وكالت و رسوم كانون وكلاء پاريس
اسدالله طباطبائي ديبا اقتباس از : پاين و وژ. دوو F.Panyen & G. Duveau
فن وكالت از زماني پديد آمده كه افراد از استعمال زور جهت حل اختلافات خود صرفنظر كرده اند. قوانين چه مفصل باشند و چه مختصر داراي نكات مهم و پيچيدهاي هستند . تمام روابط حقوقي مردم را طي فورمولها و مواد قانوني نميتوان پيش بيني نمود هر موردي هم كه متن قانوني وجود داشته باشد بخودي خود حل اختلاف را نمي نمايد بلكه احتياج بنظر يكنفر قاضي دارد و اوست كه بايد قانون را با حقيقت وفق دهد . هر جا يك قاضي باشد وجود دو وكيل ضروري است . احتياط قبلي : هر مدعي منفعت خود را با حق و حقوق خويش را با حق واقعي Bon droit اشتباه ميكند . با وجدانترين مدعيان در مورديكه اخلاق و وجدان با منافع شخصي وي اصطكاك پيدا ميكند از آنها چشم پوشي مينمايد. بنا بر اين بسيار مفيد است كه احتياطات لازمه در نظر گرفته شود كه قاضي از اشتباه مصون بماند و دادخواهان با حسن نيت باجراي صحيح عدالت كمك نمايند . از اينرو بهترين راه اينستكه ميان دادخواهان و قضات افرادي باشند كه شغلشان دفاع از منافع اصحاب دعوي بوده ضمناً به پاكي و نازك بيني و دارا بودن دقت وجداني معروف باشند . آنچه گفته شد تنها دليل بوجودآمدن صنف وكلا نيست و باعث ايجاد شغل شريف وكالت فقط علت فوق نگرديده است . اصحاب دعوي هر چه با وجدان تر و دقيق تر باشند ضرورت مداخله وكلا در امر دادرسي زيادتر احساس مي گردد . اگر كسي علت مراجعه مدعي را بدفتر كار وكيل سئوال كند بايد بداند كه از موقع مراجعه او به وكيل تا طرح دعوي در دادگاه چه اشكالاتي وجود دارد تا بتواند پاسخ خود را درك كند . تشريح موارد ابهام، توضيح نسبت بدعوي، انتخاب اسناد و مدارك و بحث درباره دلايل ادعا همه از وظايف وكيل ميباشندد . نام اين اعمال را در اصطلاح حقوقي بيان قراردادها و بحث درباره كيفيات دعوي را مباحثه حقوقي ميخوانند. و حقيقه اگر كسي بعنوان وكيل ظيفه بيان قراردادها و مباحثه حقوقي را بعهده نگيرد و قضات ناگزير باشند مستقيماً با اصحاب دعوي ارتباط پيدا كنند كارشان فوق العاده مشكل و طاقت فرسا است . علاوه بر آنچه گفته شد مداخله وكلا در دعاوي از نظر روانشناسي تاثير عميقي دارد . ضرب المثلي است كه مي گويد : « خداوند عالم با وجود آنكه از امور آشكار و نهان مطلع است معذلك ميان خود و مخلوقش واسطه هائي قرار داده است » اين ضرب المثل مي فهماند كه مخلوق براي برآورده شدن حاجات خويش بايد مقدسين را بين خود و خدا واسطه قرار دهد پس چگونه يكنفر قاضي كه از حقايق امور اطلاعي ندارد ميتواند بي واسطه با مردم عوام مواجه گردد؟ اصحاب دعوي به شخصي كه مانند خودشان دلسوز و با حسن ظن و خوشروئي گفته هايشان را استماع كند و محرم رازهايشان بودهه خودشان هم او را انتخاب كرده باشند احتياج دارند . استدلاليا، آنها كه براي اثبات هر موضوعي دليل رياضي و هندسي ميخواهند و يا عوام الناس اگر بخواهند آنچه را كه گفته شد با نمايش تصاوير مجسم نمايد يك نقاشي مستعار قديمي را كه در يكي از موزه هاي ايتاليا موجود ميباشد برايشان شرح ميدهم . در وسط اين تابلو، رب النوع عدالت نشسته و يك شمشيز برهنه در دست دارد در دست ديگر ترازوئي گرفته و در ميان چين هاي لباسش مجسمه هاي كوچكي از خانه، كيسه هاي پول گله احشام و يك قلب نمايانده شده است . در دو طرف تابلو اصحاب دعوي كه حرص منافع چشمانشان را نابينا ساخته ديده ميشوند در دستهاي اصحاب دعوي كاغذهاي مچاله شده و قراردادهاي متعدد و اوراق پاره پاره قانون انباشته شده و شهود و مدارك و ساير نوشته هاي هجوآميز مشاهده مي گردد….. بيچاره مردم! آيا خود اصحاب دعوي كه به منظور خويش از هر شخص ديگري واقف ترند ارزش آنچه را كه بعنوان دلايل در دست دارند و آنها را با كمال اضطراب برب النوع ساكت عدالت ارائه ميدهند ميدانند؟…. اما ميان رب النوع عدالت و متداعيين مرد ديگري ديده ميشود كه موقر و بي نظر است. اين شخص قبلاً مدارك را مشاهده كرده و ارزش آنها را سنجيده دلايل را سبك و سنگين كرده مدارك بيهوده را از اسناد مفيد جدا نموده آنچه را كه ممكنست مورد ترديد يا سوءظن تقلب واقع شود كنار گذاشته و آنچه را كه داراي اعتبار است در كفه ترازو مي گذارد كسي چه ميداند؟ شايد وكيل كاغذي را كه در جلوي پاي يكي از اصحاب دعوي بر زمين افتاده و قطعاً خود او كوچكترين وقعي را بدان نمي گذارد و تصادفاً آن سند قاطع دعوي باشد از زمين برداشته با ارائه آن به رب النوع عدالت شرافت و زندگي موكل خود را احيا نمايد . با اين مقدمه علت بوجود آمدن صنف وكلا از اعصار قديمه آشكار ميگردد . در فرانسه وكيل دادگستري نه تنها بايد عالم بمسائل حقوقي باشد بلكه بايستي شخص اميني بوده انضباط حرفه اي خاصي را رعايت نمايد. انضباط در هر نقطه از جهان داراي درجات و مراحلي است اما كانون وكلاي پاريس در اين خصوص از حد تصور بيشتر دقت كرده نهايت درجه انضباط را براي وكلا در نظر گرفته است . ملت فرانسه در دنيا يك نقش ايده اولوژيك را دارند Gesta Deiper Francos همچنين وكلاي فرانسه از قديم الايام افتخار دارند كه همواره براي تكميل شرافت حرفه خود حداكثر كوشش را بنمايند. شغل وكالت را يك خدمت روحاني دانسته تا حد قهرماني بر اعتبار آن افزوده اند و ازاينرو هميشه اين افتخار را داشته اند كه نه تنها مرداني آزاد باشند بلكه آزادترين مردان بمانند و اين كلمه آزادي كه از زبان آنها شنيده ميشود معني حقيقي خود را ميرساند. آيا شخصي كه مسئول است ميتواند آزادي خود را حفظ كند؟ مردمان قديم باين سئوال جواب منفي داده نتيجه مي گرفتند : «ما بخود اجازه نميدهيم عملي را كه موجب مسئوليت باشد مرتكب شويم و يا دلال و واسطه عملي گرديم اگرچه آن عمل براي موكلين خودمان باشد.» «براي احقاق حق مراجعين خود كوشا بوده در دعاوي هيچوقت قائم مقام قانوني آنان نشده دعوائي را خريداري نمي نمائيم.» شرافت آنان حكم مي كند كه مردم بيغرضي باشند … تعجب نكنيد! همانطور كه محراب كليسا بايد وسيله معاش كشيشان را اعم از كوچك و بزرگ فراهم سازد نيمكت دفاع Barre نيز بايد وسيله زندگي وكلا را تامين نمايد. شعار فوق الذكر يعني «بيغرضي» مانند «آزادي» هميشه مورد نظر دقيق كانون هاي وكالت فرانسه بخصوص كانون وكلاي پاريس كه دقت فوق العاده اي در تلفيق سطح اخلاقي و حوائج زندگي اعضاي خود دارد مي باشد. آيا وكيلي كه مانند بازرگانان براي جلب منافع بكار وكالت اشتغال دارد ميتواند بيغرض باشد؟ باز وكلاي قديمي باين سوال جواب منفي داده مي گويند : «ما بخود اجازه نميدهيم حتي در اوقات فراغت عملي كنيم كه كم و بيش شباهت به تجارت داشته باشد» وكلاي معاصر نيز بر اين جمله اضافه مي نمايند كه : «بخود اجازه نميدهيم حق الزحمه وكالت خويش را مطالبه نمائيم دستمزد ما يا بصورت هديه بايد پرداخت گردد و يا هيچ وجهي در ازاء زحمات خود نخواهيم گرفت!». طبيب، دانشمند و هنرپيشه هيچوقت تابع چنين مقررات سختي نيستند با وجود آنكه عموماً آزاد و بيغرضند اجباري هم برعايت اين دو اصل مهم ندارند و حتي راجع بوصول دستمزد، كار مزد يا حق ويزيت و غيره مقررات براي آنها آسانتر وضع گرديده است. طبيب مي تواند خود را اجير يك بيمار متمول نمايد، دانشمند مجاز است كارمندي موسسه اي را قبول كند، هنرپيشه حق دارد زنجير طلائي Mecene را از حامي و مروج علوم دريافت دارد و هر يك از اين سه مجاز است مشاغل مختلفي را در جنب كار خود ولو بمنظور كسب ثروت هم باشد اختيار كند ولي وكيل قبل از آنكه از شغل وكالت استعفا دهد حق ندارد براي كسي اجير شود يا از شخصي تبعيت نمايد ولو آنكه كار خيلي كوچك و ناچيزي باشد. وي نمي تواند مستقيماً يا غير مستقيم در معاملات مداخله نمايد وبطور خلاصه بايد از هر نوع تمايل دنيوي و علاقه بمال و منال آن خودداري نمايد. وكيل نگهدارنده اسرار و مشاور مراجعين است و او هميشه ترجمان احساسات آنها در مقابل دادگاه بوده نبايد اندكي از اين حد تخطي نمايد. (دنباله دارد)
وکیل مهاجرت به آمریکا | وکیل مهاجرت به امریکا | وکیل مهاجرت به کانادا | وکیل | وکیل مدافع شیطان |وکیل مهاجرت کانادا | وکیل دادگستری | وکیل مهاجرت | وکیل مهاجرت به استرالیا | وکالتنامه | وکیل مهاجرت استرالیا | وکالت | وکالت بلاعزل | سایت وکالت | دفتروکالت | شغل وکالت | درباره شغل وکالت | وکیلی | مقاله درباره شغل وکالت
